خرید بک لینک

روانه را شکایتی از جور شمع نیست
عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم
خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست
شاهد شو ای شرار محبت که بیغشم
باور مکن که طعنهی طوفان روزگار
جز در هوای زلف تو دارد مشوشم
سروی شدم به دولت آزادگی که سر
با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم
دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان
لب میگزد چو غنچهی خندان که خامشم
هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب
ای آفتاب دلکش و ماه پریوشم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۶ساعت 16:18  توسط یه دوست   | 

برچسب: نویسنده: آوا رستگار تاريخ: يکشنبه 29 بهمن 1396 ساعت: 19:23

صفحه بندی